مرتضى مطهرى
477
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
همه را على عليه السلام پيشبينى مىكرد و لهذا طبعاً راضى نبود كه چنين مسئوليتى را بپذيرد ، ولى فرمود اين وظيفه است و بايد بپذيرد . چه وظيفهاى ؟ يكى اين بود : خدا از دانايان امّت اسلام پيمان گرفته است ، خدا براى علماى اسلام وظيفه قرار داده است ، چه وظيفهاى ؟ ! يك وظيفهء عالم اسلامى اين است كه وقتى با جامعهاى روبرو مىشود كه در آن يك عده پُر مىخورند و آنقدر مىخورند كه از پرخورى ثقل مىكنند و ديگرى آنقدر گيرش نمىآيد كه شكمش را سير كند ، در چنين شرايطى بر او واجب است كه قيام كند و اين شكاف را پر نمايد و اين اختلاف را از بين ببرد . ولى تنها همين است ؟ نه ، علاوه بر اين ، همدردى لازم است ؛ يعنى غير از همسطحى يا نزديك بودن سطحها ، همدردى لازم است . گاهى هركار بكنيم كه همسطحى را به وجود بياوريم امكان ندارد ، ولى از ما اين قدر ساخته است كه با بيچارگان همدردى كنيم . داستان امام صادق عليه السلام در خصوص همدردى در زمان امام صادق عليه السلام سالى در مدينه قطحى پيش آمد و اوضاع خيلى سخت شد ؛ و مىدانيد در وقتى كه چنين اوضاعى پيش مىآيد مردم دستپاچه مىشوند و شروع مىكنند به آذوقه خريدن و ذخيره كردن و احتياطاً دو برابر احتياج ذخيره مىكنند . امام صادق عليه السلام از پيشكارشان پرسيدند كه آيا ما ذخيرهاى در خانه داريم يا نه ؟ گفت : بلى ما به اندازهء يك سال ذخيره داريم . پيشكار شايد پيش خودش خيال كرد كه آقا مىخواهد دستور بدهد چون سال سختى است برو مقدارى ديگر هم ذخيره كن . بر خلاف انتظار او آقا دستور دادند هرچه گندم داريم همه را ببر بازار به فروش . گفت : مگر شما خبر نداريد كه اگر بفروشيم دومرتبه نمىتوانيم بخريم ؟ فرمود : تودهء مردم چه مىكنند ؟ عرض كرد : روزانه نان خودشان را از بازار مىخرند و در بازار جو و گندم را مخلوط مىكنند و از آن و يا از جو به تنهايى نان درست مىكنند . حضرت فرمود : گندمها را مىفروشى و از فردا براى ما از بازار نان مىخرى براى اينكه در شرايطى هستيم كه مردم ديگر ندارند و ما نمىتوانيم كارى كنيم كه مردم ديگر مثل ما نان گندم بخورند ، زيرا شرايطش فراهم نيست ، ولى براى ما مقدور است كه خودمان را در سطح آنها وارد كنيم و لااقل با آنها همدرد باشيم تا همسايهء ما بگويد اگر من نان جو مىخورم امام جعفر صادق عليه السلام هم كه امكان مادىاش